در بسیاری از موارد، تحریم در کشورهایی نتیجه مطلوب تحریمکننده را بهدنبال داشته که از این مسیر توانسته شکافهای داخلی را تشدید کند یا فضای روانی جامعه را نسبت به آینده اقتصاد تیرهتر سازد. به همین دلیل، مهمترین مؤلفه مقابله موفق با فشار خارجی نهتنها ظرفیت تولید و تجارت بلکه انسجام اجتماعی و همصدایی رسانهای است. به همین دلیل است که تحریمها ممکن است هزینه اقتصادی را در ایران بالا برده باشد، اما همگرایی و همکاری مردم را بیشتر کرده است.
در ایران، با وجود فشارهای چندلایه، تجربه نشان میدهد انسجام و همراهی جامعه_چه در دورههای سخت اقتصادی، چه در بحرانهای منطقهای_ بزرگترین عامل کاهش آسیبپذیری بوده است. این انسجام البته بهمعنای نبود اختلافنظر نیست. اختلاف دیدگاه در حوزه اقتصاد و سیاست امری طبیعی است، اما تفاوت میان اختلاف در چارچوب امنیت ملی و اختلاف در سیاستگذاری اجرایی باید روشن بماند. از نظر اقتصادی، دورههای فشار خارجی همواره با دو فرصت همراه بوده است. نخست تقویت تولید داخلی در حوزههایی که نیاز کشور برجسته میشود؛ از صنعت دارو گرفته تا تجهیزات نیروگاهی و صنایع پایه. دوم افزایش نقش ایران در کریدورهای منطقهای. زیرا در دوران بیثباتی جهانی، کشورهایی که موقعیت ژئواکونومیک دارند معمولا مورد توجه بیشتری قرار میگیرند. مسیرهای تجارت زمینی از پاکستان، عراق، ترکیه، قفقاز و آسیای میانه برای ایران نهتنها جایگزین مسیرهای دریایی هستند بلکه ابزار مهمی برای تبدیل موقعیت ژئوپلیتیکی به مزیت اقتصادیاند.
همانطور که تجربه نیمقرن اخیر نشان داده، تحریم وقتی مؤثر است که جامعه کشور هدف از رون دچار چندقطبیسازی شود، اما زمانی که انسجام داخلی، مدیریت حرفهای و روایتسازی واقعگرایانه وجود داشته باشد، تحریم نهتنها اثر مطلوب را نمیگذارد بلکه در بسیاری موارد نتیجه معکوس بههمراه دارد.
امروز اقتصاد ایران، با وجود تمام چالشها، مجموعهای از ظرفیتهای قابل اتکا در اختیار دارد؛ از موقعیت ژئواکونومیک تا تولید داخلی و شبکه روابط منطقهای. وظیفه اصلی، مدیریت هوشمندانه این ظرفیتها و حفاظت از سرمایه اجتماعی است؛ سرمایهای که مهمترین عنصر در خنثیسازی فشار خارجی محسوب میشود.